
رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهي به جز گريز برايم نمانده بـــود
اين عشق آتشين پر از درد و بي اميد
در وادي گناه و جنونم کشانده بـــــود
............
رفتم که داغ بوسه پر حسرت تو را
با آبهاي ديـــــــده ز لب شستشو دهم
رفتم که نا تمام بمانـــم در اين سرود
رفتم که با نگفتــــه به خود آبرو دهم
............
رفتم مگو مگو که چرا رفت، ننگ بود
عشق من و نياز تو و سوز و ساز مــا
از پرده خموشي وظلمت چو نور صبح
بيرون فتـــــاده بود به يک باره راز ما
............
رفتم که گم شوم چو يکي قطره اشک گرم
در لابـــــــــــــــلاي دامن شبــرنگ زندگي
رفتـــم که در سيــــاهي يک گور بي نشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زنـــــدگي
...........
من از دو چشم روشن و گريان گريختم
از خنـــده هاي وحشي طوفان گريختـــــم
از بستـــــر وصال به آغوش ســرد هجر
آزرده از ملامت وجــــــدان گريختــــــم
...........
اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز
ديگر سراغ شعله آتش ز من مگيــــــــر
ميخواستم که شعله شوم سرکشي کنــــم
مرغي شدم به کنج قفس خسته و اسيــــر
...........
روحي مشوشم که شبي بي خبر ز خويش
در دامن سکوت به تلـــــخي گريستــــــــم
نالان ز کـــرده ها و پشيمان ز گفتــــه ها
ديـــــدم که لايق تـــــــو و عشق تــو نيستم
![]()
![]()
آناتـــومی و فیزیولوژی
نقش اصلی دستگاه تولید مثل زنانـه به عهده تخمدانـــها است که عمل تولیــد سلولهای جنسی بنـــام اوا یا تخمک را انجام میدهند و این تخمک ها حاوی مـاده وراثت می باشند . هنگامیکه یک تخمک با سلول جنسی مـرد بنـام اســـپرم ترکیب می شود ، توانایی تکثیر و رشد دارد که به فتوس یا جنین تبدیل می شودد . تخمدانها همچنین هورمونهی جنسی ترشح می نمایند که این هورمونها کنترل رشد جنسی و سیکل قاعدگی را به عهده دارند . پستانها در تحریک جنسی نقش دارند و پس از تولد ، عمل تولید شیر را انجام می دهند .
« تخمدانها در فولیکولهای حاوی مایع که در تخمدانها قرار داده و رسیده و کامل می شوند . »
تنها قسمتهای قابل مشاهده در دستگاه تناسلی زنانه متشکل از بافتهایی است که وولو (vulva) نامیده می شوند . لبها ، چینهای پوستی هستند که مدخل واژن را حفاظت می نمایند . لبها حاوی سلولهایی می باشند که مایع اسیدی ضعیفی تولید می نمایند که از عفونت جلوگیری می کند . واژن از قسمت خارجی بدن به طرف رحم کشیده شــده است . رحم عضوی است که دیوارۀ ضخیمی دارد و جنین در آن رشد می نماید . دو لوله رحم از رحم به سمت دو تخمدان کشیده شده و تخمدان محلی است که تخمکها در آنجا ذخیره می شوند .
بــارداری در زنــان
دختران تازه متولد حدود 150000 تخمک نارس ذخیره شده دارند که قبل از تولد در تخمدانهای آنها جای گرفته است . تخمکها در تخمدانها ذخیره می شوند و تا هنگام افزایش سطوح هورمونهای جنسی زنانه در سنین بلوغ که موجب شروع سیکل قاعدگی می شوند ، شروع به رشد و تکامل می نمایند . هر ماه یک تخمک به مدت 14 روز در فولیکول خودش رشد نموده و رسیده می شود و از تخمدان به سمت لوله های رحم آزاد می گردد که این پدیده تخمک گذاری نامیده می شود . تخمک به مدت 24 ساعت پس از تخمک گذاری زنده می ماند و فقط توسط یک اسپرم در طول این مدت بارور می گردد و عمل لقاح صورت می گیرد . حدود 6-5 روز طول می کشد تا تخمک بارور شده یا نشده در طول لوله به سمت رحم عبور ننماید . در صورتیکه باروری و لقاح انجام شده باشد ، سلول تخم سرانجام در لایه داخلی رحم کاشته می شود که این لایۀ داخلی پس از تخمک گذاری ضخیم تر و بزرگتـــر شده و آماده برای کاشت تخم می باشد . سپس سلول تخم رشد نموده و به آمبریو یا رویـان ( جنین ) تبدیـــل می شود . اگر لقاح صورت نگرفته باشد ، تخمک همراه با مخاط رحم از واژن خارج می گردد . این از دست دادن خون را قاعدگی گویند . این چرخه که شامل رسیدن تخمک ، تخمک گذاری و خونریزی قاعدگی است در طول حدود 28 روز از یک دوره تولید مثل زنانه اتفاق می افتد . در دوران یائسگی یا منوپوز که معمولاً بین ســــنین 55 – 45 رخ می دهد ، رشــــد تخمکها متوقف گردیده و توسط تخمدانها آزاد نمی شــــود . در این دوره قاعدگی متوقف می گردد و فاز تولیــد مثل در زندگی زن به اتمام می رسد .

شکوه ها دارم ز کار خویشتن
با دل نابردبار خویشتن
با چنین آشفتگی تنها منم
یادگار روزگار خویشتن
همچو شمعم آتشی بر جان فروز
تا بسوزم بر مزار خویشتن
بار هستی عاقبت پشتم شکست
خرد گشتم زیر بار خویشتن
دل به یار بی وفای خویشتن
دادم و دیدم سزای خویشتن
زخم فرهاد و من از یک تیشه بود
او به سر زد من به پای خوشتن
آشنایی دیدم از هم ریخته
یادم آمد از سرای خویشتن
زد به تیغم ، بوسه بر دستش زدم
خود گرفتم خونبهای خویشتن
![]()
![]()
![]()
سرطان ولو و واژن Cancer of the vulva and vagina
رشد سلولوهای سرطانی در ولو و واژن را سرطان ولو و واژن گویند .
سن : بیشتر در بالای 60 سالگی شایع است .
نحوۀ زندگی : ارتباط جنسی بدون لوازم حفاظتی در سنین پایین و نیز با افراد مختلف و سیگار از عوامل خطرند .
ژنتیک : عامل قابل توجهی به شمار نمی آید .
سرطان ولو و وازن نادر است و معمولاً خانمهای بالای 60 سال را مبتلا می نماید . تعداد آن حدود یک بیستم سرطانهای دستگاه تولید مثل می باشد . هر چند این سرطانها با همدیگر ایجاد نمی شوند ، اما هر دو نوع آن ممکن است با نوع خاصی از پاپیلوماویروس انسانی (HPV) مرتبط باشند که این ویروس از طریق جنسی سرایت می نماید . سیگار نیز ممکن است عامل خطری برای ایجاد این سرطان باشد . در صورت عدم درمان ، این سرطانها ممکن است به غده های لنفازی لگنی و سایر قسمتهای بدن انتشار یابند .سرطان ولو ممکن است موجب خارش در ناحیه ولو گردد ، اما اغلب اولین علامت این توده سفت یا زخم در ولو می باشد . در صورتیکه زخم درمان نشود ممکن است موجب ترشح خون آلود شدیدی شود . سرطان واژن اغلب تا هنگامیکه تومور به مرحله پیشرفته برسد علامتی ندارد ، هر چند که خونریزی و درد ممکن است پس از مقاربت وجود داشته باشد . اگر در فردی هر یک از این علائم بروز نمود ، باید سریعاً با پزشک مشورت نماید .
اقدامات درمانی
پزشک احتمالاً با توجه به علائم ، سرطان ولو و واژن را تشخیص می دهد . یک نمونه بافتی نیز ممکن است از نواحی مبتلا جهت آزمایش برداشته شود و از نظر وجود سلولهای سرطانی بررسی گردد . سرطان ولو معمولاً با روش جراحی و برداشتن نواحی مبتلا درمان می شود . در صورت گسترش سرطان ، غده های لنفازی مجاور نیز برداشته می شود و مورد بررسی قرار میگیرند و در این صورت درمان تکمیلی ضرورت می یابد . سرطان واژن معمولاً با رادیوتراپی درمان می شود . در هر حال ممکن است نیاز به برداشتن قسمتهایی از واژن و غده های لنفازی مجاور باشد .
|
پیش آگهی هر دو نوع سرطان بستگی به انتشار و متاستاز آنها دارد . در صورت تشخیص و درمان به موقع اغلب بهبودی کامل خواهد بود . |

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمری است در هوای تو میسوزم و خوشم
هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پریوشم
گر زیر پیرهن شده پنهان کنم تو را
سحر پری دمیده به پیراهن کشم
لب بر لبم بنه بنوازش دمی چو نی
تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم
ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار
این کار توست همه جور تو میکشم
![]()
![]()
![]()
بارتولینیت Bartholinitis
عفونت یک یا هر دو غدۀ بارتولن موجود در ولو یا مجاری آنها را بارتولینیت گویند .
سن : بیشتر پس از بلوغ شایع است .
نحوۀ زندگی : فقر بهداشت و ارتباط جنسی بدون استفاده از لوازم حفاظتی ( کاندوم ) با افراد مختلف از عوامل خطرند .
ژنتیک : عامل قابل توجهی به شمار نمی آید .
غدد بارتولن دو غده به اندازه نخود هستند که مجرای آنها به داخل ولو باز می شوند . این غدد مایعی تولید می کنند که نواحی تناسلی را به هنگام مقاربت لیز می نماید . در بارتولینیت یک یا هر دو این غدد و یا مجاری آنها عفونی می شوند . در بعضی موارد ، این بیماری در اثر باکتریهایی که از سطح مدفوع وارد این غدد می شوند ایجاد می شود و این در نتیجه عدم رعایت نظافت و فقر بهداشتی است . این حالت موجب ایجاد تورم در بافتهای اطراف شده و ممکن است موجب ایجاد آبسه گردد . یک یا هر دو مجرا ممکن است مسدود گردیده و موجب تورم بدون دردی بنام کیست بارتولن گردد .
جهت درمان بارتولینیت پزشک آنتی بیوتیک تجویز می نماید و بیماری در عرض چند روز باید بهبود یابد . مسکن نیز ممکن است جهت تسکین درد تجویز شود . آبسه تحت بی حسی موضعی تخلیه می گردد. کیست بارتولن معمولاً برداشته نمی شود ، مگر اینکه بزرگ شده یا موجب ناراحتی گردد . بارتولینیت ممکن است عود نماید .


