مراحل رشد جنسی در انسان
غریزه ی جنسی
" غریزه ، امری درونی و توانایی فطری است که نیاز به یادگیری ندارد ، بلکه هنگام تولد با انسان یا موجودی که آن را داراست ، همراه می باشد و در راستای تمایل ذاتی به ارضای نیازهای اساسی به خصوص زیستی او را به فعالیت معینی بر می انگیزد "
غریزه ی جنسی را در انسان می توان چنین تعریف کرد : توانایی و نیروی ذاتی که انسان هنگام تولد با خود دارد و در جهت ارضای نیازهای جنسی ، وی را به فعالیت معینی وادار می کند .
رشد جنسی
رشد جنسی در انسان مراحل مختلفی را پشت سر می گذارد و از ماه های قبل از تولد شروع شده و تا سال های متمادی بعد از تولد ادامه دارد .
رشد جنسی قبل از تولد
از زمانی که عمل لقاح ( باروری تخمک ) رخ می دهد ، موجود زنده در حال رشد است و اعضای تناسلی نیز مانند سایر اعضای موجود زنده رشد می کند . از این زمان رشد بدون وقفه ادامه دارد ، گر چه در مراحلی بر سرعت آن افزوده یا از آن کاسته می شود ، اعضای تناسلی فرد هم به رشد خود ادامه می دهد تا آن جا که بر انجام وظایف رشد جنسی قادر باشد .
رشد جنسی انسان چه مرد چه زن به عوامل مختلفی بستگی دارد .
یکی از عوامل مؤثر در رشد جنسی انسان غده های جنسی اوست . این غده ها که در مردها بیضه و در زن ها تخمدان ها می باشند ، در رشد بدنی و روانی و نیز تولید مثل نقش مهمی را به عهده دارند :
هورمون های جنسی در مرد به نام اندروژن یا تستوسترون می باشد و هورمون های جنسی زن به نام استروژن خوانده می شود .نقش هورمون های جنسی ماده به علت تنوع کار آن ها و همین طور اهمیت آن ها در دوره عادت ماهانه ، دوران بارداری ، زایمان و شیر دادن ، از اهمیت هورمون های جنسی مرد بیشتر است . تراوش درونی غده های جنسی در شخصیت و رفتار افراد دخیل بوده و موجب بروز صفات " نخستین " و " ثانویه " می شود .
صفاتی که در شکل دادن به آلت های تناسلی و قادر ساختن فرد در امر تولید مثل مؤثر است " صفات نخستین " می باشد . هورمون های جنسی – چه در زن و چه در مرد – در دوره رشد و نمو مسئول ایجاد صفات ثانوی جنسی می باشند . این صفات به مجموعه ویژگی های جسمی و روانی گفته می شود که دو جنس را از یکدیگر متمایز می سازد .
در امتداد طول کروموزوم ها ، عناصری شیمیایی به شکل دانه های تسبیح قرار دارد که " ژن " نامیده می شود . ژن ها حاوی اطلاعات و برنامه هایی هستند که ویژگی های بیولوژیک فرد را تعیین می کنند . با توجه به مسأله وراثت و انتقال صفات به وسیله ژن ، برخی از مشکلات و اختلالات جنسی هنگام انعقاد نطفه شکل می گیرد ، زیرا بر اساس این که کدام صفت بر کروموزوم زن و مرد قرار دارد با هم نطفه را تشکیل می دهند ، صفات نوزاد متفاوت خواهد شد ، از این رو در مواردی اختلالات کروموزوم جنسی به ناهنجاری های جنسی منجر می شود .
رشد جنسی بعد از تولد
بعد از این که انسان به دنیا می آید ، از نظر جنسی همچنان در حال رشد است .
رشد جنسی دوره ی کودکی با نوجوانی و جوانی متفاوت می باشد .
در پست های بعدی هر یک از دوره های جنسی را مطرح می کنم .
+ نوشته شده در شنبه 24 مهر1389ساعت 12:58  توسط فاطمه
|
برای مشاهده ی این مطلب بر روی ادامه مطلب کیک کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 21 بهمن1388ساعت 10:50  توسط فاطمه
|
برای مشاهده ی این مطلب بر روی ادامه مطلب کیک کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 17 بهمن1388ساعت 12:4  توسط فاطمه
|
برای مشاهده ی این مطلب بر روی ادامه مطلب کیک کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 15 دی1388ساعت 11:47  توسط فاطمه
|
برای مشاهده ی این مطلب بر روی ادامه مطلب کیک کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 1 دی1388ساعت 14:8  توسط فاطمه
|
برای مشاهده ی این مطلب بر روی ادامه مطلب کیک کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 27 آذر1388ساعت 14:0  توسط فاطمه
|
برای مشاهده ی این مطلب بر روی ادامه مطلب کیک کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 20 آذر1388ساعت 22:39  توسط فاطمه
|
تنوع وضعیت های مختلف نزدیکی برای بهبودی سردی جنسی
پس از آنکه چند سالی از ازدواج گذشت ، نزدیکی زن و شوهر در یک وضعیت تکراری ، خسته کننده و یکنواخت می شود و لطف و لذت گذشته ی خود را از دست می دهد و به این سبب تغییر و تحول در وضعیت نزدیکی برای احیای روابط لذت بخش گذشته ضرورت پیدا می کند.
اساساً زندگی آدمی نیز پیوسته در مسیر تحول و دگرگونی لطف خود را از دست نمی دهد و مظاهر دوست داشتنی تازه پیدا می کند .
در مورد تعداد وضعیت های ممکن نزدیکی ارقام غریب و باور نکردنی بسیار نوشته اند و به ویژه در نوشته های یونان و مصر قدیم در این خصوص عکس و تفسیر بسیار است . مادران ژاپنی در گذشته به دختر خود دفتری هدیه می کردند که در آن دوازده وضعیت مختلف نزدیکی نمایش داده شده بود تا هر ماه یکی از آن روش ها به کار گرفته شود .
گر چه به ظاهر می توان تصور کرد که هزاران وضعیت برای نزدیکی ممکن است ولی در اصل ، سه ، چهار شیوه بیشتر نیست و وضعیت های دیگر همه از تغییر مختصری که در یک وضعیت اصلی ( بویژه وضعیت قراردادی ) داده می شود ، حاصل می گردد .
تفاوت عمده ای که در وضعیت های مختلف وجود دارد ، صرف نظر از کم یا زیاد شدن امکان آبستنی ، آنست که در هر وضعیت تازه ، نقاط تازه ای از بدن زن و مرد تحریک می شود و در این تحریک نه تنها عوامل فیزیکی بلکه عوامل روانی نیز دخالت می کند .
تقریباً برای بیشتر مردم جهان ، معمول ترین وضعیت نزدیکی " وضعیت قراردادی" یا وضعیت " رخ به رخ ، زن در زیر " است و بسیاری از مردم روش های دیگر نزدیکی را طبیعی نمی دانند . مطالعه در رفتار جنسی جانوران معلوم کرده است که تمام موجودات پستاندار از عقب جفت گیری می کنند و تنها انسان ، جز گاه گاه ، از این وضعیت استفاده نمی کند .
بیشتر زن و شوهر های امروز شیوه ی نزدیکی خود را به " وضعیت قراردادی " محدود نمی کنند بلکه راه های دیگر آمیزش را نیز به کار می گیرند و بویژه خانم ها به آن سبب است که در وضعیت های دیگر ، کمتر جثه ی سنگین مرد بر بدن آنها تحمیل می شود ، یا شاید به خاطر آن است که در بعضی وضعیت ها که زن نقش فعال دارد بهتر حرکات و سکنات خود را آهنگ می دهد و یا آنکه این وضعیت ها به زن احساس آزادی و موجودیت می بخشد . وضعیت های مختلف همیشه تنها به خاطر تنوع توسط مشاورین ازدواج توصیه نمی شود ، بلکه گاه پزشک وضعیت ویژه ای را به بیمار بخصوصی سفارش می دهد و یا روشی را که در آن امکان آبستنی بیشتر است به زن و شوهری دیگر توصیه می کند .
در پست های بعدی وضعیت هایی را که لااقل از نظر پزشکی بی زیان است ، یاد می کنیم .
+ نوشته شده در شنبه 14 آذر1388ساعت 17:54  توسط فاطمه
|
تشخیص و درمان بی کفایتی جنسی در زن
مبتلایان به سرد مزاجی جنسی با علت روانی ، از نظر هورمونی کاملاً طبیعی هستند و تا خود به سرد مزاجی خویش اعتراف نکنند پزشک به بی کفایتی آنان پی نمی برد . به گفته ی دیگر تشخیص بالینی سرد مزاجی جنسی امکان پذیر نیست . پاسخگویی جنسی به زیبایی و وضع ظاهری بدن ( وزن ، قد ، رنگ پوست و جز آن ) ، سن شروع قاعدگی ، وضع اقتصادی ، میزان آمادگی به امور جنسی و غیره بستگی ندارد . اما به طور کلی می توان گفت که زنان غالب و فرو مانده و آنانکه سربزیر و مطیع نیستند ، از نظر جنسی پاسخگوترند . عملاً ملاحظه شده است که خانم هایی که به ورزش و فعالیت هایی که عضلات بیشتری را به کار می گیرند ، علاقمندند ، از نظر جنسی نیز پاسخگو ترند .
اصولاً لذت بردن از روابط جنسی با لذت بردن از غذا و دیگر پدیده های لذت بخش زندگی مشابه است و زنی که از مظاهر گوناگون زندگی لذت می برد ، از روابط جنسی نیز احساس لذت می کند و به اوج لذت جنسی دست می یابد . هدف از تذکر این سخن آن است که پزشک باید بیمار خود را از این جهات نیز مورد پرسش قرار دهد و بازتاب های او را در برابر رویدادهای همگانی ( بویژه فعالیت های ورزشی ) تشویق کند .
در بیشتر مواردی که پزشک در کلینیک با یک زن سرد مزاج و شوهر او برخورد می کند ، در می یابد که زن از اینکه حساس و پاسخ گو نیست و با رفتارهای ناپسند خود شوهرش را نیز در مسیر گرفتاری بی کفایتی جنسی قرار داده ، اندوهناک و افسرده است . معمولاً پیش از مراجعه به پزشک ، مرد از راه های مختلف برای تحریک همسرش سود گرفته ولی همه ی اقدامات بی نتیجه بوده است . زن نیز معمولاً تلاش شوهرش را تأیید کرده و حتی اضافه می کند که برای خشنودی شوهر گاه اظهار رضایت کرده و واکنش هایی شبیه آنچه که در اوج لذت جنسی حادث می شود ، از خود بروز داده است – و از اینکه ازدواج و پیوند زناشویی در مرحله ی تهدید و شکست است ، بیمناک و نگران است .
اصلاح روش نزدیکی
این روش بیشتر در مورد سرد مزاجی های دروغین نتیجه می دهد و در مورد سرد مزاجی های راستین که علت روانی دارد، تقریباً بی فایده است مگر آنکه با روان درمانی دقیق همراه گردد .
بیمار باید هنگامی به فعالیت جنسی بپردازد که تحریک پذیری او بیشتر است ، مثلاً اگر میل جنسی او در زمان بخصوصی از دوره ی ماهانه تشدید می شود ، در همان هنگام همسر خود را به همخوابگی دعوت کند و نیز آن که همیشه پس از استراحت کافی به این کار اقدام نماید .
اگر بین زن و شوهر اختلافی بوده باشد ، بی گمان روابط جنسی لذت بخش نخواهد بود و بالاخره آن که زن و مرد باید در زمان و مکان مناسب نزدیکی کنند و در تنگی وقت نباشد .
+ نوشته شده در شنبه 25 مهر1388ساعت 10:9  توسط فاطمه
|
بی حسی یا کم حسی جنسی در زنان
بی حسی جنسی به نبود احساسات لذت بخش جنسی به هنگام نزدیکی اشاره می کند . بی حسی جنسی معمولاً به تنهایی ظاهر نمی شود و پس از ظهور نیز به مدت طولانی پایدار نمی ماند و به علت نبود احساسات لذت انگیز ، خواه نا خواه با عدم وقوع اوج لذت جنسی همراه می شود .
فراوان ترین علت " بی حسی جنسی " گشادی بیش از حد مهبل زن است که باعث می شود بین آلت مرد و دیواره های مهبل تماس کافی حاصل نگردد . اما چنین پیداست که در این گونه خانم ها اساساً اعصاب عمیقی مهبل که منتقل کننده احساسات لذت انگیز جنسی است و تحریکات گوناگون از طریق فشار به آنها منتقل می شود نیز حساسیت ندارد و حتی اگر جسم بسیار کلفتی در مهبل فرو شود ، باز بی حسی جنسی از بین نمی رود . عملاً نیز عمل جراحی و تنگ کردن مهبل ، در بهبود بی حسی جنسی اثر موقتی و زود گذر دارد . حساس نبودن کلاهک کلیتوریس و دیگر قسمت های اندام آمیزشی بیرونی نیز در این بیماران ملاحظه می شود . آشکار است که گشادی مهبل در اثر زایمان های مکرر پیش می آید ، ولی هر بیماری با چند زایمان به گشادی مهبل دچار نمی شود و در صورت دچار آمدن به بی حسی جنسی مبتلا نمی شود . به نظر می رسد که بیماران مبتلا به بی حسی جنسی استعداد دارند و یا به طور ارثی و سرشتی از آغاز مهبل شان سست است و یا در اثر یکی دو زایمان کاملاً گشاد و شل و ول می گردد .
در درمان بی حسی جنسی از روان درمانی و تجویز هورمون های مرد ساز استفاده می شود . در موارد گشادی مهبل با آنکه عمل جراحی اثری در بهبودی بیمار ندارد ، معهذا مهبل به دست جراح تنگ تر می شود و حداقل فایده ی آن این است که شوهر بیمار به نزدیکی با او متمایل تر می شود و از نزدیکی " چیزی می فهمد " .
سرد مزاجی راستین
با قبول اینکه بین ارگاسم مهبلی و ارگاسم کلیتوریال تفاوتی نیست ، این تعریف صحیح است که " سرد مزاجی راستین عبارت از ناتوانی زن در دست یافتن به اوج لذت جنسی ( از راه های طبیعی ) است - در حالی که میل جنسی وجود دارد و تحریکات جنسی به هنگام نزدیکی لذت انگیز است " . تقریباً تمامی دانشمندان سرد مزاجی را در زن معادل ناتوانی جنسی در مرد می دانند ، اما به نظر می آید سرد مزاجی راستین با انزال دیررس بیشتر قابل قیاس است .
پیش از اشاره به سرد مزاجی راستین نخست باید آن را از سرد مزاجی دروغین باز شناسیم . خانم های مبتلا به سرد مزاجی دروغین ، به راستی در رسیدن به اوج لذت جنسی ناتوان نیستند بلکه به عللی از رسیدن به آن محروم می شوند .
شایع ترین این علل بی حسی جنسی بی توجهی و نا آگاهی شوهر به لزوم انجام تحریکات کافی پیش از دخول ، و دوام دادن نزدیکی تا هنگام وقوع اوج لذت جنسی در زن است .
در بسیاری از موارد زن نیز به سهم خود گناهکار است و از شوهر خود دوام دادن نزدیکی را درخواست نمی کند و یا گاه از وجود پدیده ای به نام اوج لذت جنسی آگاه نیست . نزدیکی منقطع نیز یکی دیگر از سبب های فراوان کم ظرفیت جنسی و پاسخگویی خود را از دست بدهد و به سرد مزاجی راستین دچار آید .
به جرأت می توان گفت که فراوان ترین علت سرد مزاجی خانم ها ، وجود پدیده های مهاری روانی است که به طور نا خود آگاه در رفتار جنسی آنان اثر می گذارد . همین مهارت های روانی است که تحریکات گوناگون جنسی را خنثی می کند و هیچ گاه اجازه نمی دهد که دریافت های لذت انگیز بیرونی به چنان شدتی برسد که مراکز تحریک پذیر عصبی از آنها متأثر گردد و اوج لذت جنسی وقوع یابد .
ترس از مرد ، ترس از آلت او ، در این بیماران به فراوانی کشف می شود . گاه در دوران کودکی این بیمارن سابقه ی تجاوز ، تنقیه های مکرر ، مشاهده نزدیکی بالغان به ویژه پدر و مادر وجود دارد . دردناک بودن نخستین قاعدگی ممکن است " عقده ی اختگی " را در دختر بیدار سازد . رفتارهای غیر انسانی پدر الکلیک نسبت به مادر ، وجود مادر پیوسته از زندگی زناشویی بنالد و عشق را بدبختی خانمان سوز نام دهد ، و سبب های مشابه دیگر همگی می تواند زمینه ساز سرد مزاجی زن گردد و او را از روابط جنسی هراسناک سازد . ترس زن از مرد – " که موجودی پرخاشگر و لذت جو است " – و ترس از آلت او – " که عضوی برنده و نافذ است " – ترس منطقی نیست و پزشک باید پس از کشف علل ترس زن ، این سخن را نیز به او توضیح دهد که مهبل زن ، هم به حد کفایت قابلیت اتساع دارد و هم چون آکاردئون طویل است و آلت را در خود جای می دهد . اما علت آنکه زن ، مرد را موجودی پرخاشگر و لذت جو می داند آن است که زن به خلاف مرد ، همیشه مایل است که امور جنسی را جنبه ی معنوی دهد و آن را باعشق بیامیزد و از صورت حیوانی در آورد ولی متأسفانه مرد غالباً این نیاز روانـــــی زن را درک نمی کنــــد .
یکی دیگر از سبب های شایع سرد مزاجی خانم ها " احساس گناه " و نیز شرم آنها از انجام عمل جنسی است . با آن که زن نیز مانند مرد از روابط جنسی لذت می برد و امور جنسی چیزی نیست که ویژه ی مردان باشد ، اما هنوز زنان از نظریات " ضد جنسی " احاطه شده اند و از انجام عمل جنسی ، حتی با شوهر خود ، احساس گناه یا شرم می کنند . اما چنین پیداست که کم کم " احساس گناه " در خانم ها تخفیف یافته و بیشتر به صورت " احساس شرم " در آمده است ولی بین این دو از نظر روان شناسی و روان کاوی ارتباطی هست .
ممکن است زن به علل گوناگون نسبت به شوهرش احساس نفرت داشته باشد و این احساس در او آنچنان نیرومند باشد که پس از نزدیکی دوش بگیرد و خود را " آب بکشد " تا نجاست از بدنش دور گردد و " پاک " شود . گاه در حالی که عیب از جانب خود زن است ، بیهوده شوهرش را ناتوان می پندارد که شوهرش او را دوست ندارد و پای زنی در میان است .
زنی که پس از نزدیکی به رضایت کامل جنسی نمی رسد تحریک پذیر و حساس می گردد ، تمایل به خواب و کار و فعالیت در او پیدا نمی شود و هرچه در ضمن نزدیکی بیشتر هیجانی شده و به اوج لذت جنسی نزدیک تر گردیده باشد ، این علائم را به شدت بیشتری نشان می دهد . در زندگی زناشویی البته موارد متعددی اتفاق می افتد که زن ، هر آنچه که پاسخ گو باشد ، باز به اوج لذت جنسی دست نیابد ولی معمولاً اگر در جریان یکی دو روز بعدی ، به اوج لذت جنسی برسد ، علائم پیش گفته در او به کلی خاموش می شود و از بین می رود . گاه زن پاسخگویی که به اوج لذت جنسی دست نمی یابد از همسر خود تقاضای نزدیکی دوباره می کند و چه بسیار که این بار ، رضایت جنسی کامل اور ا حاصل می گردد .
اگر زن کراراً در ضمن نزدیکی ها ، در جریان چند سال ، به اوج لذت جنسی دست نیابد ، اندک اندک به یک مشکل مزمن دچار می آید و علائم ورشکستگی جنسی در او ظاهر می شود .
غالباً زنی که به طور مزمن از رسیدن به اوج لذت جنسی محروم است ، تا حدود دو سال یا بیشتر محرومیت خود را تحمل میکند و کم کم خسته و خستگی پذیز می گردد ، بازیهای شیطنت آمیز فرزندانش او را آزار می دهد و سبب می شود که کودکانش را به باد کتک بگیرد . چه بسیار که پس از پرخاش و جدال با بچه ها از " عصبانیت " خود گلایه می کند و از اینکه چرا بیهوده عصبانی شده است ، احساس ناراحتی و پشیمانی و دلتنگی می کند .
در مراحل کاملاً مزمن سرد مزاجی ، زن به " سندرم پرخونی لگنی " دچار می شود که نشانه های آن قاعدگی دردناک ، کمر درد ، زیادی ترشحات ، حساسیت پستان ها ، احساس سنگینی و پری در ناحیه لگن و بالاخره احساس پایین افتادن رحم است . البته ناراحتی های گوارشی و احساس دردهای پراکنده نیز غالباً با این نشانه ها همراه می شود .
پیدایش این نشانه ها خواه نا خواه جماع را دردناک می سازد و بی میلی جنسی بر سرد مزاجی اضافه می کند .
جالب آن است که اگر زن اصلاً از وجود پدیده ای به نام اوج لذت جنسی آگاه نباشد ، به این عوارض دچار نمی آید ولی هنگامی که مطلبی پیرامون آن می خواند و از بی کفایتی جنسی خود خبردار می شود ، کم کم به نشانه های بالا گفته گرفتار می گردد و چه بسا که شوهر خود را به باد نفرین می گیرد و ادعا می کند که تا به حال آن چه را که سزاوار او بوده است ، به دست نیاورده .
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت 13:23  توسط فاطمه
|